• زمان : ۱۳۹۸/۲/۳۱،‏ ۱۳:۳۵
  • موضوع : اخبار
31 اردیبهشت، «روز ملی اهدای عضو» در ایران است؛ یاددداشت ذیل روایتی است از 8 دهه اهدای عضو و نسوج در ایران و نتایجی از سه دهه تلاش متخصصان ایرانی برای نجات نفسهای در انتظار پیوند

 «روز ملی  اهدای عضو» در تقویم ایرانیان را می توان جشن « بازتولد همگانی» جمعی از متعالی ترین انسانها در مقیاس ایثار و جاودانگی نامید ؛ روز تعظیم به کسانی که در جهادی حقیقتا بزرگ، درس حیات بخشی هستی بخش عالم را به کاملترین و زیباترین شکل ممکن مشق کرده اند؛ چه آنان که با اهدای اعضای کالبد خموششان، زندگی را در چشمان منتظر جاری کردند و خود، خشنود و آرام در خاک خفتند و چه آنان که در دوران حیات، عضو گرانبهای وجودشان را هدیه دادند و بازگشت مسرورانه نفس به سینه بیماران دردمند را به تماشا نشسته اند.


«روز ملی اهدای عضو» در ایران همچنین،  روز پیوند « فقه، علم و فرهنگ» برای اقدام منجیانه در جهت بقای انسان است و چه تلاشها و عاشقانه های ماندگاری در پس سه دهه تاریخ اهدای عضو از صدور فتوای راهگشای امام خمینی (ره) در موافقت با پیوند اعضای بیماران مرگ مغزی تا کنون، نهفته است و جشن سالانه نفس هم محفلی است برای مرور همین حکایتها از راه طولانی و دشوار طی شده جمعی از عاشق ترین پزشکان و متخصصان این سرزمین!

در عصری زیست می کنیم که با عبور از دوران بیمارهای واگیردار که ایران یکی از موفق ترین کشورها  در کنترل و مقابله با آنها بوده و دستاوردهای دیروزش، ذخایر پرافتخار امروز شده است، بیماری های غیرواگیر مزمن شیوع زیادی یافته و با وجود همه تلاشهای ارزشمند صورت گرفته برای ثبت، پیشگیری و درمان این بیماری ها که خود، راهی است بس طولانی ، ناگزیر از مواجهه با مرگهای ناشی از این بیماری ها هستیم که بخشی از قربانیان آنها را بیماران نیازمند محروم مانده از پیوند اعضا تشکیل می دهند.

 

در این دوران، مفتخریم که به مدد همکاری های تیمی و نبوغ و کوشش های سخت متخصصان پیوند اعضا در طول سه دههُ پرطلاطم آغشته به جنگ و تحریم های ضد انسانی و مقاومت ایران در برابر سلطه گری قدرت طلبان، توانسته ایم رتبه‌های برتر دنیا را در دانش تخصصی پیوند که از قله های پیشرفت پزشکی محسوب می شود، کسب کنیم و جزو کشورهای نخست دنیا باشیم؛ به طوری که در پیوند کبد از بیماران مرگ مغزی، با رکوردشکنی شیراز، قطب پیوند کبد ایران، رتبه نخست را در بین مراکز پیوند اعضای جهان داریم ،

در پیوند مغز استخوان، رتبه دوم دنیا از آن ایران است و در سایر پیوند اعضا همچون کلیه، قلب و ... نیزاز جایگاهی پیشتازانه برخورداریم. سرعت این پیشرفتها به گونه ای بوده است که تنها در پیوند کبد، با  وجود بروز سالانه 15 هزار مورد نارسایی کبد  در کشور و جان باختن سالانه بیش از 5 هزار ایرانی بر اثر این نارسایی ، شاهد ثبت بیش از 6  هزار پیوند کبد در 9 مرکز فعال کشور طی 25 سال گذشته  بوده ایم.  در پیوند مغز استخوان که حدود ۷۰ نوع بیماری با آن درمان شده است، ایران ، 18 مرکز پیوند مغز استخوان فعال دارد و 30 هزار پیوند مغز استخوان را تا کنون انجام داده است. کشور ما اکنون تبدیل به بزرگترین مرکز درمان تالاسمی دنیا با پیوند مغز استخوان شده و به بسیاری از زوجین مبتلا شانس باروری داده است.


شانس بقای 10 ساله بیماران پیوند شده نیز مساله مهمی است که ایران را باید یکی از موفق ترین ها نامید؛ در پیوند کبد بیش از 70  درصد  و در پیوند مغز استخوان ۷۶ درصد پیوندها موفق بوده اند که اینها یک رکورد عالی در جهان محسوب می شوند.


مرگ مغزی سالانه 8 هزار ایرانی بر اثر بیماری ها و تصادفات و عدم بازگشت آنها به زندگی، بسیار رنج آور است ؛ اما سوی دیگر این تلخی تاسفبار از مرگهای عمدتا قابل پیشگیری، تولد دوباره هزاران بیمار نیازمند پیوند با انجام حدود 71 هزار پیوند اعضا و نسوج طی بیش از 8 دهه در ایران بوده است.


با وجود چنین پیشرفتهای فوق العاده علمی که حاکی از ظرفیت عظیم ایران در تربیت نیروهای متخصص و توان کسب و ارتقای دانش تخصصی پیوند عضو است، آنچه اکنون بسیار مهم می نماید، کاهش شمار مرگها و چه بسا توقف آن در صف انتظار بیماران نیازمند پیوند است.


در حال حاضر ایران رتبه 26 اهدای عضو از بیماران مرگ مغزی (اهدای عضو به ازای هر یک میلیون نفر) و رتبه 13 اهدای عضو از اهدا کنندگان زنده  را در بین کشورهای دنیا دارد. انتظار می رود اکنون که علی رغم تمام سختی های پیش رو در مدون سازی و دسترسی به مجموعه الزامات و نیازهای اهدای عضو، موفقیتهای چشمگیری نیز در ابعاد فرهنگی آن کسب کرده ایم و اهدای عضو، در کشور تبدیل به روندی سازمان یافته و متخصصانه شده است، انجمن اهدای عضو تشکیل یافته و دارای وظایف و اختیارات مهمی همچون فرهنگسازی یکپارچه اهدای عضو در کشور ، توانبخشی خانواده های اهدا کننده و ایجاد سامانه ملی ثبت اطلاعات فراهم آوری و پیوند عضو است، واحدهای شناسایی  اهدای عضو با حضور تیمی از فعالترین پزشکان، کارشناسان، مددکاران و سایر همکاران گسترش یافته اند ، تلاشها برای ایجاد ساختار اهدا و پیوند عضو در تمام استانها به طور بی وقفه ادامه دارد ، هزینه های پیوند کبد، قلب، ریه، روده، پانکراس تحت پوشش تعهدات بیمه پایه سازمانهای بیمه گر قرار گرفته  ، وزارت بهداشت  تلاش گسترده ای را برای پوشش صد درصدی هزینه بستری بیماران مرگ مغزی اهداکننده عضو انجام داده است و هزینه های پیوند به دلیل کاهش نیاز به سفرهای طولانی برای عمل پیوند در ایران کاسته شده، باید بر پویایی هر چه بیشتر فعالیتهای فرهنگی برای جلوگیری از مرگ بیماران در صف انتظار پیوند عضو که شمار آنها روزانه به 10 بیمار رسیده است بیفزاییم  و فهرست 25 هزار نفره در صف انتظار را کاهش دهیم  تا بتوانیم با افزایش حتی دو برابری اهدای عضو در کشور، روزی شاهد آن باشیم که هیچ بیماری در صف انتظار پیوند فوت نکند.


برای تحقق این آرزو تاکید من بر روی چند موضوع است: نخست برنامه ریزی و ایجاد زمینه های لازم برای تربیت متخصصان پیوند اعضا در تمام استانهای ایران به تعداد مورد نیاز . برای این کار باید انگیزه های کسب تخصص پیوند عضو در جراحان را با فراهم سازی بسترهای لازم و اجرای راهکارهای حمایت کننده، افزایش داد. دیگری،  برنامه ریزی جدی  و موثر برای توسعه مراکز پیوند در کشور بویژه در استانهای فاقد مراکز پیوند است. در این موضوع، علاوه بر اقدامات و حمایتهای وزارت بهداشت، باید به طور ویژه ای از ظرفیت عظیم خیرین بهره جست و آنها را به مشارکت طلبید. امروز شاهد آنیم که بزرگترین بیمارستان فوق تخصصی پیوند عضو خاورمیانه به نام بیمارستان بوعلی سینا، با مشارکت 90 درصدی خیرین و بیماران بهبود یافته پس از پیوند عضو ، در «صدرا» ی شیراز احداث شده است.


اما در زمینه فرهنگ اهدای عضو نیز نکاتی چند به نظر می رسد: طبق تحقیقات، با وجود افزایش 200 درصدی نیاز به اهدای عضو در جهان طی دو دهه گذشته، میزان رضایت خانواده های بیماران مرگ مغزی، تحت تاثیر عامل ناشناخته ماندن پدیده «مرگ مغزی» همچنان ناکافی است و این مشکل مختص ایران نیست.


برای آن که بتوانیم  مسیر ترویج اهدای عضو را در ایران هموارتر کنیم و سطح متوسط رضایت گیری از خانواده های بیماران مرگ مغزی که هم اکنون 70 درصد است و نیز شاخص پی . ام. پی (اهدای عضو) را به حد قابل قبول برسانیم، باید بر مهمترین نکته این موضوع یعنی افزایش سطح اطلاعات مردم در زمینه شناخت «پدیده مرگ مغزی» متمرکز شویم که این امر، آمادگی های ذهنی ، باقی نماندن خانواده ها در شوک طولانی پس از وقوع مرگ مغزی بیمار و در نهایت پذیرش مرگ مغزی را به دنبال خواهد داشت. این درحالیست که بر اساس مطالعات انجام شده در کشور اکثر خانواده‌های رضایت نداده به اهدای عضو مرگ مغزی، مفهومی مغشوش و ناباورانه از این موضوع  در ذهن دارند و در اغلب موارد ، به بهبود و بازگشت بیمار مرگ مغزی امیدوارند و یا در انتظار معجزه به سر می برند. اگر این باور اصلاح شود، خانواده های عزیز ایرانی، با افزایش سطح آگاهی از این پدیده، استقبال بیشتری از اهدای عضو خواهند کرد. در این میان نقش پزشکان و رسانه های گروهی برای ایجاد آمادگی های شناختی در تمام افراد بسیار اساسی است.


در کنار اصلاح باور افراد نسبت به پدیده پزشکی مرگ مغزی، استفاده از تجربیات افراد در فرایند مرگ مغزی ، پیوند عضو و نجات بیماران، که برگزاری جشن  سالانه «نفس» یکی از همین فرصتهاست، ارتقای مهارت پزشکان و تیم های همکار در واحدهای شناسایی و ارتباط با بیماران مرگ مغزی در راضی کردن خانواده بیماران ، افزایش حضور افراد موثر در فرایند اهدای عضو همچون پزشکان مورد اعتماد و مرجع خانواده ها، روشنگری علما در جنبه های شرعی اهدای عضو و تولید برنامه‌های ویژه درباره مرگ مغزی و اهدای عضو می تواند به ترویج فرهنگ این عمل نیکوکارانه و نیز تشویق هر چه بیشتر افراد برای ثبت نام اهدای عضو در زمان حیات و اطلاع این موضوع به خانواده ها، کمک شایانی کند.


امید است هیچ نفسی با انتظار بی سرانجام در صف طولانی پیوند، در میان نفسهای حاضر در جشن ملی ایرانیان برای «اهدای عضو» غایب نباشد!

 

دکتر رضا ملک زاده، رییس پژوهشکده گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی تهران

انتهای پیام

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
مطالب مشابه